تبلیغات
پژوهش وبررسی های منابع انسانی - چرا چاپ مقاله در ISI مهم و با ارزش است؟
پژوهش وبررسی های منابع انسانی

مدیر وبلاگ : اصغرحسنی

چرا چاپ مقاله در ISI مهم و با ارزش است؟

دوشنبه 25 آذر 1387  ساعت: 05:23 ب.ظ

پس از انتشار مصاحبه‌ای كه در آن از نگرش صرف به دادن امتیاز برای انتشارات مقالات در ISI انتقاد شده بود، دكتر غریبی در تماسی با سایت «تابناك» متن زیر را در پاسخ به هجمه‌‌های انجام شده علیه ISI فرستاده است.
گفتنی است، «تابناك» صرفا به بازتاب نظر موافق و مخالف پرداخته و موضع شخصی در این زمینه ندارد.

تحقیق نیازمند نگرش‌هایی است كه یك شبه پدید نمی‌آید، زیرا جاده موفقیت، راهی بس دراز است و به‌ صورت طبیعی ناكامی‌های مقطعی نیز آن را ناهموار خواهد كرد.
سنگ بی‌قیمت اگر كاسه زرین شكند قیمت سنگ نیفزاید و زر كم نشود

توجه به توسعه كشورها، ملزومات خاص خود را دارد. امروزه به ‌دلایل رشد علوم در همه حوزه‌ها، نیروی انسانی اساسی‌ترین عامل توسعه است. وقتی سخن از نیروی انسانی به عنوان عامل اساسی توسعه به میان می‌آید، لازم است كه ویژگی‌های آن نیروی انسانی با توجه به وضعیت محیطی امروز مد نظر باشد. شاید دو نوع نگرش در باب توسعه مطرح باشد؛ یك نوع نگرش توجه مطلق به نیروهای داخل كشور برای حل معضلات بخش‌های خدمات، صنعت، فناوری، سیاستگذاری حمل و نقل و دیگر حوزه‌هایی كه نیازمند بهبود است. این نوع نگرش، نیازمند توجه به پیچیدگی‌های جهان معاصر نیست و توجه صرف به دانش و مهارت‌های نیروی انسانی داخل كشور به عنوان مهمترین سرچشمه توسعه در این نگرش به شمار می‌رود. بر پایه این نگرش، نیاز به ارتباط با دیگر ملل به حداقل می‌رسد و دیدگاه رقابتی جایگزین دیدگاه همكاری می‌شود. به ‌جای اعتماد، نگرش كنترل حاكم می‌شود. بین حرف و عمل توازنی وجود نخواهد داشت، مفاهیم به ‌صورت كلی مطرح می‌شود و نیازمند بسط و شرح تفصیلی نیست. بیشتر متوجه كارآیی هستیم تا نوآوری، ثبات در حوزه‌ها را به عنوان عامل پایداری می‌شناسیم و تغییر و تحول را ناخوشایند می‌دانیم. هر نوع ارتباطی را با دید لطمه به استقلال می‌‌بینیم و توازنی بین استقلال و ارتباط قایل نیستیم، یا به عبارت دیگر، جرأت و جسارت نزدیك شدن به یكدیگر را نداریم و كمتر به دنبال مشاركت بوده و جدایی را مفید و اثربخش می‌بینیم.

در نگرش دوم، توجه به دیدگاه‌های همسو با ارزش‌های فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی و هم‌افزایی آنها با در نظر گرفتن دیگر دیدگاه‌ها به منظور یافتن را‌هكارهای توسعه یافته در راستای تحقق راهبردهای كلان جمهوری اسلام، مبتنی بر گسترش ‌اقتصادی دانش محور است.
چگونه می‌توان این مشكلات را مرتفع ساخت و كشوری توسعه ‌‌یافته همراه با ارتباط مؤثر با دیگر ملل بنا نهاد؟
چگونه می‌توانیم روابط خود را با دیگر ملل تحكیم بخشیم و آن را به همكاری تبدیل كنیم؟ عوامل موفقیت این راهبرد چیست و چگونه می‌توان این عوامل را فراهم كرد؟

دنیای امروز با پیچیدگی‌های خاص خود روبه‌روست. در یك ‌سو، كشورهای توسعه ‌یافته‌ قرار دارند كه رفاه و آسایش بشر امروز در حوزه‌های پزشكی، كشاورزی، حمل و نقل، آموزش، قوانین و مقررات، فناوری‌های نوین، دسترسی به اطلاعات، ایجاد نهادهای خدماتی، خطوط راهنما برای توسعه دیگر ملل، و صدها موفقیت دیگر را به‌ ویژه در دو سه قرن اخیر، مرهون تلاش بی‌وقفه خود می‌دانند.

از سوی دیگر، كشورهای در حال توسعه را داریم كه نقش كشورهای پیشرفته را دست‌اندازی به منابع طبیعی، مهاجرت نیروی انسانی با ارزش از كشورهای در حال توسعه به توسعه‌ ‌یافته و یا همان فرار مغزها، تعریف می‌كنند.
آنچه برای هر ملتی مهم است، دستیابی به رفاه همراه با ترقی و توسعه در موازنه رقابت و همكاری با دیگر ملل است. به ‌راستی، عامل مهم توسعه و پیشرفت در جهان كنونی چیست؟ مگر ارایه خدمات سریع و ارزان به مردم جز در سایه توسعه علمی میسر است؟ وقتی سخن از گسترش علمی به میان می‌آید، منظور كدام علم و چه نوعی از توسعه است؟ پرچم توسعه نوین بر دوش چه كسانی است؟ آیا به غیر از جوانان پر شور و اساتید در دانشگاه‌ها و دیگر نهادهای علمی این مرز و بوم، باید منتظر كسی دیگر بود؟

سال گذشته، یكی از روزنامه‌های كشور در مقاله‌ای با نام «توهم توسعه علمی از طریق افزایش تعداد مقالات در فهرست ISI» دانشمندان كشور و جوانان جویای مرزهای دانش را به مسخره گرفت و غیر مستقیم تلاش در راندن جوانان با دانش ایران عزیز به كشورهای غربی كرد و امروز سایت «تابناك»، بجای تابناك بودنش، تارناك شده است و با به چالش كشیدن انگیزه دانشی آینده‌سازان علم این كشور، تفكر زندگی باتلاقی را كه آغاز و پایان آن را مرگ فریاد می‌كند، ترویج می‌‌نماید.
اینكه چاپ مقالات در سطح مرزهای دانش را خدمت به غرب می‌دانیم، مبتنی بر چه استدلالی است؟

در سال 1357 تعداد مقالات چاپ شده ایرانیان در نشریات فهرست شده در ISI به رقم 450 مقاله رسید. در آن هنگام، ایران با كره جنوبی در این زمینه رقابت داشت، اما تعداد مقالات كره جنوبی، امروز از مرز 28 هزار گذشته است. به ‌دلیل شرایط ایجاد شده در دفاع مقدس و سال‌های پس از آن در پانزده سال، تعداد مقالات ایرانیان با ركود همراه بود و در سال 1372مقالات دانشمندان ایرانی بار دیگر به ركورد 450 مقاله رسید.
در سال 1387 به دلیل راهبردهای درست حمایت از تحصیلات تكمیلی، تعداد مقالات ایران در ISI به 9000 مقاله رسید. آیا معنای این حركت، استعماری نوین است و یا افتخاری ملی؟ آیا باید این اساتید و جوانان رشید دانشمند را به بهانه این‌كه جانشان در خدمت غربی‌هاست و تن آنها متعلق به این كشور است، روانه كشورهای غربی كرد؟ به ‌نظر می‌رسد كه مشتاق‌ترین كشورها برای جذب این عزیزان،‌ همان كشورهای غربی باشند تا از این سرمایه با كفایت در راستای گسترش بیشتر علوم خود بهره ببرند.

در مقاله تابناك اشاره شده است كه داوری مقالات ایرانیان توسط غربی‌ها و پذیرش و یا رد این مقالات از سوی آنان، موجب شده است كه مرجعیت علمی كشورمان به غرب منتقل شود، اما به همت همین اساتید با دانش و نیروی انسانی بسیار جوان در پوشش دانشجویان دكترا و كارشناسی ارشد، امروز صدها استاد این كشور به عنوان داوران اصلی نشریات علمی جهان هستند. آیا این حركت درست بود كه ما امروز داوری مقالات دانشمندان جهان را به‌ عهده داریم و یا این‌كه باید منتظر می‌ماندیم دیگران، فعالیت‌های علمی ما را ارزیابی كنند و شادمانی مرداب‌نشینان داخلی را با ژست حمایت از علم نظاره‌گر باشیم؟

شك ندارم، دانشمندانی كه در نشریات فهرست شده در ISI مقاله چاپ می‌كنند، بر این باورند كه امروز دارای تجربه بهتری در حوزه تحقیق شده‌اند، تبادل علمی بسیار خوبی با دانشمندان جهان دارند و تجارب بسیار خوبی از آنان آموخته‌اند. وزارت علوم و تحقیقات و فناوری و اعضای هیأت ممیزه همه دانشگاه‌ها، پژوهشگاه‌ها و مراكز تحقیقاتی خصوصی و دولتی به گونه‌ای می‌دانند كه روش‌های علمی به ‌كارگرفته شده توسط محققان امروز، برای انجام طرح‌های تحقیقاتی، بسیار پخته‌تر و دقیق‌تر از گذشته است. آیا عزیزانی كه معترض به نوشتن مقاله در مرزهای دانش هستند و آن را با چوب استعمار نوین به چالش می‌كشند، هرگز توجه داشته‌اند كه به همت همین دانشمندان نشریات علمی ایران در ردیف نشریات علمی جهانی قرار گرفته است؛ نشریاتی كه هر روز از نظر كیفی پیشرفت داشته‌اند؟

به ‌راستی هیچ‌‌گاه از خود پرسیده‌اند برای حمایت از این نشریات، چه مقاله مؤثری نوشته‌اند یا چه پشتیبانی مالی یا حتی معنوی داشته‌اند؟ مگر وزارت علوم، تحقیقات و فناوری (مركز تحقیقات سیاست علمی كشور) نشریات به زبان انگلیسی در حوزه‌های علوم انسانی، فنی مهندسی، علوم پایه، كشاورزی و پزشكی منتشر نمی‌كرد، چرا دوستانی كه آنقدر نگران علوم انسانی هستند، مقالاتی را مرتب و منظم برای آنها نفرستادند تا امروز این نشریه‌ها سرآمد همه نشریات علمی كشور باشد؟ آیا در آنجا هم بهانه پذیرفته نشدن مقالات از سوی داوران خارجی را داشتند؟ اگر بهانه این است كه داوران خارجی، مقالات با كیفیت عزیزان را چاپ نمی‌كنند، آیا این حركت وزارت علوم، فرصتی مناسب برای عرض اندام دانشمندان این حوزه نبود؟
اجازه می‌خواهم پا را فراتر گذاشته و قصه پر غصه نشریات علمی پژوهشی را بگویم كه چند در میان چاپ می‌شوند. چرا این نشریات فارسی زبان ـ كه بهانه‌ای برای دوستان از جنبه‌ تسلط نداشتن به زبان انگلیسی باقی نمی‌گذارند ـ همچنان مهجور مانده است؟

به ‌راستی عزیزانی كه این همه نگران علوم انسانی هستند، چرا به تعداد رشته‌‌های علوم انسانی، نشریه علمی پژوهشی فارسی ندارند؟ هرچند به گونه‌ای نشریات علمی پژوهشی را هم فاقد وجاهت علمی دانسته و بدون هیچ دلیل موجهی فرموده‌اند كه مقالات بدون داوری به چاپ برسد. تفاوت اساسی در نگرش دانشمندان در علوم تجربی با برخی از عزیزان در این است كه ما معتقد به داوری علمی هستیم تا مانع هر تقلبی در علم باشیم؛ از مدرك گرفته تا مقاله و عنوان و شما امروز همین داوری درست را عامل تقلب در نگارش مقالات علمی می‌دانید. نمی‌دانم آیا باید به این ادعا خندید یا اشك بارید!

اما آنچه مهم است، امروز افتخارآفرینان جوان ما در المپیادهای جهانی ـ كه جایگاه پایین‌تری در علم دارند ـ شركت می‌‌كنند و افتخار می‌‌آفرینند و توسط مسئولان نظام از همه طیف‌ها از چپ و راست و میانه تشویق می‌شوند. اگر افتخار علمی در این سطح، این همه نشاط و غرور برای كشور به ارمغان می‌آورد؛ افتخار در عرصه تولید علم و فناوری چه جایگاهی را می‌طلبد. باید توجه داشت كه پس از حضور آنها در سطوح بالاتر علم، عرصه ابراز وجود تغییر می‌كند و وارد میدان جدیدی می‌شوند كه آن میدان ISI و رقابت در عرصه تولید دانش است. شاید در آن زمان برای عرض اندام نیازمند تولید دانش نبودند و تنها كفایت می‌كرد كه نظرات دانشمندان پیشین را به گونه‌ای فرا گرفته باشند و تا اندازه‌ای آن را دریافته باشند و گاه هم محفوظات خود را متعین كرده باشند. اما عرصه تولید علم، میدانی است كه در آن باید خالق دانش جدید باشند و به عبارت دیگر خود را هم ردیف دیگر دانشمندان جهان ‌ببینند.
متأسفانه سال گذشته ما آنان را متهمانی دانسته كه استعماری نوین به نام ISI را به ایران عزیز به ارمغان آورده‌اند و امروز هم بار دیگر، همان تفكر را با زبان دیگری به قلم آقای افروغ، از طریق سایت تابناك؟!

چگونه است كه افتخارآفرینان ورزشكار عزیز این مرزبوم، وقتی مدال‌‌آوران صحنه جهانی هستند، به ‌راه‌های گوناگون تشویق و ترغیب می‌شوند، اما عزیزانی كه در خلوت اتاق یا آزمایشگاه خود با كمترین امكانات مشغول تحقیق می‌شوند، مستحق رانده شدن از این كشور می‌شوند «كه آنهایی‌كه جانشان برای ما نیست و تنشان در این مملكت است، باید از این كشور بروند و همانند همانهایی باشند كه در بیرون از كشور در دانشگاه‌ها و مراكز تحقیقاتی غربی هستند و از آنها حقوق می‌گیرند» و یا دیدگاه آقای افروغ «این یک بلا و درد خانمان سوز است که توسط کسانی به جان کشور افتاده که مباحث نرم‌افزاری علم را نمی‌شناسند و با نگاهی اثبات گرایانه دارند به انقلاب و فرهنگ این کشور خیانت می‌کنند».

به راستی، این داوری برازنده خالقان مرزهای دانش این كشور است؟! چه كشوری را در این جهان خاكی می‌شناسید كه مسئولان فرهنگی آن به جای افتخار، به پیام‌آوران دانش كشور خود این گونه جفا كنند؟
با بیان این قبیل مسائل، چه انگیزه‌ای برای آینده سازان این كشور باقی می‌ماند؟
اما حقیر به جوانان با دانش كشورمان امیدوارم،‌ آنها همان‌گونه كه در سال‌های اخیر نشان داده‌اند از مرداب و سكون بیزارند و به پرواز می‌‌اندیشند. پس از انقلاب اسلامی، خودباوری آنها موجب شده است كه از خواری بگریزند و وحشت و ناتوانی را به سخره بگیرند و آزادانه بر بال‌های دانش به حركت درآیند.

بال بر هم زد و برجست از جا گفت كای یار ببخشای مرا
سال‌ها باش و بدین عیش بناز تو و مردار، تو و عمر دراز
من نیم در خور این مهمانی / گند و مردار، ترا ارزانی
گر در اوج فلكم، باید مرد / عمر در گند بسر نتوان برد
باید دعا كنیم كه:
ای خدا این وصل را هجران مكن/ سر خوشان عشق را نالان مكن
باغ جان را تازه و سرسبز دار/ قصد این بستان و این مستان مكن
بر درختی كآشیان مرغ توست/ شاخ مشكن، مرغ را پران مكن

http://www.tabnak.ir/pages/?cid=29311



نوشته شده توسط:اصغرحسنی

ویرایش:--

آرشیو موضوعی

آرشیو

آخرین پستها

نویسندگان

لینکستان

لینکدونی

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جستجو


موفق ترین مدیران همواره لایق ترین مشاوران را داشته اند